
هزینه نهایی نصب سازه نیروگاه خورشیدی حاصل برهمکنش عوامل ژئوتکنیکی، شرایط اقلیمی، مقیاس پروژه و توانمندی اجرایی تیم فنی است. ویژگیهای خاک و بستر، نصب تعیینکننده نوع فونداسیون و حجم عملیات خاکی بوده و شرایط محیطی میتواند نیاز به طراحی یا مصالح ویژه ایجاد کند. همچنین، دسترسی به منابع و تجهیزات و مدیریت بهینه لجستیک، در کنار تجربه اجرایی، مستقیماً بر بهرهوری، سرعت نصب و کاهش هزینهها اثرگذار است.
هزینه نصب سازههای نگهدارنده در نیروگاههای خورشیدی تابع مجموعهای از پارامترهای فنی و محیطی است که بر دقت برآورد مالی و انتخاب بهینه نوع سازه اثرگذارند. درک جامع این عوامل، تضمینکننده برنامهریزی اقتصادی موفق و کاهش ریسکهای اجرایی پروژه خواهد بود.
• شرایط زمین (ژئوتکنیکی): ویژگیهای خاک از جمله مقاومت برشی، میزان سنگی بودن، عمق آب زیرزمینی و شیب بستر نقش تعیینکنندهای در انتخاب نوع فونداسیون (سطحی، عمیق، پیچ و رولپلاک) و حجم عملیات خاکبرداری دارد که بهطور مستقیم بر هزینههای نصب تأثیرگذار است.
• شرایط اقلیمی و محیطی: پارامترهایی مانند دما، رطوبت، باد و بارش بر زمانبندی عملیات نصب، کیفیت بتنریزی فونداسیون و دوام سازه تأثیر گذاشته و ممکن است نیاز به مصالح یا طراحی خاص برای مقابله با شرایط محیطی خاص را الزامی سازند.
• دسترسی به تجهیزات و منابع لجستیکی: فاصله محل پروژه از مراکز تأمین مصالح و تأمین ماشینآلات سنگین، شرایط حمل و نقل و امکان دسترسی آسان به منابع، هزینههای حملونقل و تأخیرهای احتمالی را تحت تأثیر قرار میدهد و بنابراین بر هزینه نهایی نصب سازه اثرگذار است.
• ابعاد و مقیاس نیروگاه: با افزایش ظرفیت نیروگاه، نیاز به مواد اولیه، تجهیزات تخصصی، نیروی انسانی ماهر و زمان اجرای پروژه افزایش مییابد که منجر به تغییرات قابل توجه در هزینههای کل نصب سازه میشود. مدیریت بهینه مقیاس میتواند هزینهها را بهینه نماید.
• تجربه و تخصص تیم اجرایی: بهرهمندی از تیمهای فنی با دانش و سابقه کاری بالا، موجب کاهش خطاهای مهندسی، بهبود سرعت نصب، کیفیت بالاتر اجرا و در نهایت صرفهجویی قابل توجه در هزینههای اجرایی و نگهداری سازه خواهد شد.
انتخاب نوع سازه نگهدارنده نیروگاه خورشیدی تأثیر قابلتوجهی بر هزینه، زمان اجرا و دوام پروژه دارد. سازههای بتنی به دلیل استحکام و دوام بالا، گزینهای مطمئن برای پروژههای بزرگ و پایدار به شمار میروند، ولی زمان نصب طولانیتر و هزینههای بیشتری دارند. در مقابل، سازههای شمع کوبشی با سرعت بالاتر و هزینه کمتر مناسب پروژههایی با محدودیت زمانی یا بودجه کمتر هستند، اما محدودیتهایی در مواجهه با خاکهای سخت دارند که باید در طراحی لحاظ شود.
• سازه بتنی: در این نوع سازه، هزینه مصالح بخش قابل توجهی از کل هزینه را تشکیل میدهد. استفاده از بتن با کیفیت بالا، میلگردهای استاندارد، قالبهای فلزی یا چوبی و تجهیزات تخصصی مانند میکسر و دستگاه ویبره، سرمایهگذاری سنگینی میطلبد. نوسانات شدید قیمت سیمان و فولاد در کشور نیز باعث افزایش ریسک مالی و تغییر هزینهها میشود. مجموع این موارد موجب میشود هزینه مصالح و تجهیزات سازه بتنی حدود ۵۰ تا ۷۰ درصد بیشتر از سازه شمع کوبشی باشد.
• سازه شمع کوبشی: مصرف مصالح کمتر است و عمدتاً از شمعهای فولادی یا بتنی پیشساخته استفاده میشود که هزینه مصالح کمتری دارند. اما هزینه بالای تجهیزات تخصصی کوبش مانند دستگاههای Pile Driver و ماشینآلات حفاری، به ویژه در بازار داخل کشور که این تجهیزات بیشتر وارداتی یا ساخت محدود دارند، سهم قابل توجهی در هزینه کل دارد. با این حال، هزینه کلی مصالح و تجهیزات در سازه شمع کوبشی معمولاً ۳۰ تا ۵۰ درصد کمتر از سازه بتنی است.
• سازه بتنی: اجرای این سازه نیازمند نیروی انسانی ماهر در قالببندی، آرماتوربندی، بتنریزی و نظارت مستمر است. تعداد متخصصان و زمان لازم برای هماهنگی و اجرای دقیق بالا است و دستمزد بالاتر باعث میشود هزینه نیروی انسانی در این بخش تقریباً ۶۰ تا ۱۰۰ درصد بیشتر از سازه شمع کوبشی باشد. کیفیت کار در این بخش تأثیر مستقیم بر دوام و نگهداری طولانیمدت سازه دارد.
• سازه شمع کوبشی: عمده نیروی انسانی مورد نیاز شامل اپراتورهای دستگاه کوبش و تکنسینهای نصب است که تعداد و تخصص کمتری نسبت به سازه بتنی دارند. این موضوع باعث میشود هزینه نیروی انسانی در شمع کوبشی به طور متوسط ۴۰ تا ۶۰ درصد کمتر باشد و به دلیل اجرای سریعتر، این صرفهجویی در زمان نیز به کاهش هزینههای اجرایی کمک میکند.
• سازه بتنی: عملیات پیچیده قالببندی، بتنریزی و مدت زمان گیرش بتن، زمان اجرای سازه بتنی را به حداقل ۷ روز برای هر ۱۰۰ متر مربع افزایش میدهد. این افزایش زمان، هزینههای سربار مدیریت پروژه، استهلاک تجهیزات و هزینههای مالی ناشی از تأخیر بهرهبرداری را تا ۵۰ تا ۱۰۰ درصد بیشتر میکند. این عامل میتواند بخش قابل توجهی از هزینه کل پروژه را شامل شود.
• سازه شمع کوبشی: حذف مراحل قالببندی و گیرش بتن، باعث میشود زمان نصب به ۲ تا ۳ روز برای هر ۱۰۰ متر مربع کاهش یابد که نسبت به سازه بتنی بیش از ۵۰ درصد سریعتر است. کاهش زمان نصب موجب کاهش هزینههای سربار، بهرهبرداری زودتر و بهبود جریان نقدینگی پروژه میشود که در پروژههای دارای محدودیت زمانی ارزشمند است.
• سازه بتنی: به دلیل سازگاری بالا با شرایط مختلف خاک و امکان اجرای تقویتهای متنوع، هزینههای غیرمنتظره کمتر است و دوام بالای سازه به کاهش هزینههای نگهداری بلندمدت کمک میکند. هزینههای اضافی این نوع سازه معمولاً کمتر از ۵ درصد کل هزینهها است.
• سازه شمع کوبشی: در خاکهای سخت، سنگی یا با شرایط ژئوتکنیکی نامناسب، احتمال نیاز به تقویتهای خاص یا ترکیب با روشهای دیگر وجود دارد که میتواند هزینهها را تا ۵۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش دهد. همچنین نیاز به کنترل و نگهداری دورهای بیشتر ممکن است هزینههای بلندمدت را افزایش دهد که باید پیش از انتخاب در مطالعات ژئوتکنیکی مد نظر قرار گیرد.
ظرفیت تولید داخل سازههای بتنی شامل فونداسیونهای بتن مسلح با قالببندی سنتی و پیشساخته، آرماتورهای فولادی و قطعات پیشساخته بتنی است که مطابق استانداردهای ملی تولید میشوند. اگرچه بتن آماده و قالبهای فلزی در داخل کشور تولید میشوند، تجهیزات تخصصی مانند میکسرهای پیشرفته و دستگاههای ویبره عمدتاً وارداتی هستند و توسعه فناوری بومی در این حوزه ضروری است.
در بخش سازههای شمع کوبشی، تولید داخلی شامل شمعهای بتنی پیشتنیده، شمعهای فولادی H-Profile و لولهای است که استانداردهای لازم را دارند. همچنین ماشینآلات حفاری و دستگاههای کوبش با ظرفیتهای مختلف به صورت محدود در داخل کشور ساخته میشوند، اما بخش قابل توجهی از تجهیزات پیشرفته هنوز وارداتی است. بهبود فناوری و افزایش تولید داخلی این تجهیزات، میتواند نقش مهمی در کاهش هزینهها و بهبود کیفیت اجرای نیروگاهها داشته باشد.
در مجموع، سازههای بتنی با هزینه مصالح و نیروی انسانی بالاتر و زمان اجرای طولانیتر، مناسب پروژههای بزرگ و بلندمدت با اولویت دوام و استحکام هستند. در مقابل، سازههای شمع کوبشی به دلیل کاهش مصرف مصالح، نیروی انسانی کمتر و سرعت نصب بیشتر، گزینهای اقتصادیتر برای پروژههای متوسط تا کوچک با محدودیت زمانی و بودجه محسوب میشوند. البته با توجه به محدودیتهای زمینشناسی محل نصب، مانند نوع خاک، عمق لایههای سنگی یا نرم، وجود آبهای زیرزمینی و میزان پایداری بستر، انتخاب نوع سازه باید به دقت انجام شود.
برخی از خاکها ممکن است برای نصب سازههای شمع کوبشی مناسب نباشند و نیاز به تقویت یا روشهای جایگزین داشته باشند، در حالی که سازههای بتنی با قابلیت تطبیق بهتر با شرایط پیچیده زمین، گزینه مطمئنتری محسوب میشوند. بنابراین، شناخت دقیق ویژگیهای زمینشناسی هر سایت و انجام مطالعات ژئوتکنیکی جامع، نقش کلیدی در تصمیمگیری اقتصادی و فنی برای انتخاب سازه نگهدارنده نیروگاه خورشیدی دارد.